السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني

140

سراج الأنساب ( فارسى )

كه بايد در قصبهء نائين سكنى نماييم . مجملا جامع اين رساله گويد : كه اين سخنان را از آن ايالت‌پناه و ساير أركان دولت شنيدم ، و مكرر در اثناى كلام آن ايالت‌پناه مىفرمود : كه اين ايالت و حكومت را از بركت سيد محمد مذكور يافتيم . و حقا كه سيد مزبور را نظرى بود چون آفتاب ، اگر بر خاك مىافكنى طلا مىشد ، و اگر بر سنگ مىانداخت جواهر مىگرديد ، و اگر بر فقير و ذليل توجه مىبست از كرامتى كه او را نزد خدا بود غنى و عزيز مىشد . و ايشان أبا عن جد همچنين بوده‌اند ، زيرا كه از والد مرحومم شنيدم كه سيد مهدى والد ماجد سيد محمد مذكور در وقتى كه از دار العبادهء يزد قبل از ارتحال به قصبهء نائين به جانب عتبات عاليات آمده بود ، در زمان شاه جنت مكان شاه اسماعيل به چه قسم عبيد خود را عتيق و أموال خود را سبيل فرموده بود . حقا كه مىفرمود : كه ترك و تجريد ايشان شبيه بود به ترك و تجريد حضرت خير البشر ، و در ميان امت آنحضرت ترك و تجريد زيادهء بر آن ديگرى را مقدور نيست . و هروقت كه نام آن سيد بزرگوار مذكور مىشد اشك بر ديده‌اش روان مى گشت و مىفرمود : كه اگر ترك و تجريد و امتثال و فرمان بردارى خدا آن است كه سيد مهدى داشت پس واويلا وامصيبتا . غرض از ذكر اين كلام موعظه‌ايست از بهر أنام ، نه ذكر جلال و بزرگى ايشان است ، زيرا كه جميع حسبها و اعتبارات دنيوى هيچ است ، نظر به انتساب به حضرت خير البشر عليه و على آله و ذريته السلام ، و الا از اين باب توجهات از آن عالم‌پناه مكرر روى داده بود نسبت به آن فرزند حضرت سيد الانام . و حقا كه سيد محمد مزبور سيدى بود بىنظير ، و فقيهى بود عامل ، و مفسرى